مرتضى راوندى
507
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
حكومت استبدادى و « دموكراسى » غالب آمد و سازمان ملل متحد عليه فاشيسم اعلان جنگ نمود ، در ايران نيز در پناه دموكراسى ، انتقاد از اوضاع سياسى و اقتصادى كشور آغاز گرديد ، شعرا و نويسندگان به اقتضاى شرايط جديد ، توجه خود را به مسائل و مشكلات طبقات محروم معطوف داشتند ، و در جرايد و مطبوعات ، آرزوى اصلاحات اجتماعى و اقتصادى را منعكس نمودند ، در نتيجه ادبيات و شعر جديدى تولد يافت كه نشاندهندهء تمايلات اكثريت خلق ايران بود . فرهنگ پويا « در نيم قرن اخير ، كسانى از روشنفكران مترقى كه خواستند براى تحول بنيادى جامعه و حركت سريع آن به جلو چارهانديشى ، راهيابى و راهگشايى كنند ، مسئله فرهنگ كلاسيك ايران ، نقش هنر و بهويژه شعر را مطرح كردهاند . احمد كسروى در يك سلسله از آثار خود مانند « فرهنگ است يا نيرنگ » ، « حافظ چه مىگويد » ، « در پيرامون ادبيات » و غيره ، ادعانامهء شديدى عليه ادبيات كلاسيك ، و فرهنگ كلاسيك ما و فرهنگيان معاصر دولتخواه كه مىكوشيدند و مىكوشند اين فرهنگ را افزار مقاصد ارتجاعى قرار دهند ، صادر كرده است . در آثار برخى از شاعران امروزى و از آن جمله خسرو گلسرخى ، انتقاد از فرهنگ موميايى و خواست آنكه « فرهنگ پويا » جانشين آن شود ، انتقاد از شعر كلاسيك تا حد نفى آن و ستايش شيوههاى نوپردازانه در شعر ، طنين نيرومند و آشكارى دارد . در اين برداشتها مسلما هستهء تعقلى مهمى است كه نمىتوان و نبايد ناديده گرفت : جامعه ايران تشنهء يك دگرگونى بنيادى است و در عصر دو انقلاب : يعنى انقلاب اجتماعى در مناسبات توليد و انقلاب علمى و فنى در نيروهاى مولده ، نمىتواند در آن چارچوبى كه جامعه طى قرنهاى دراز در آن منجمد شده بود ، باقى بماند . جامعه بايد به سوى افقهاى نو ، ميزانها و ارزشهاى نو ، نهادها و مؤسسات نو جهش كند ، فرهنگ ادبى كلاسيك ما و ديگر رشتههاى هنر به ويژه موسيقى كلاسيك ما ، در شرايط نظامات سنتى - فئودالى پدر شاهى ، در شرايط چيرگى يك بند ( دسپوتيسم شرقى ) يعنى استبداد خونين شاهان ايران ، در شرايط هجوم و سلطهء بيگانگان رنگارنگ ، در شرايط ركود طولانى نيروهاى مولّده ، در شرايط فقر و تيرهروزى همهگير ، زندگى كرده و تكامل يافته ، و لذا جراحات عميقى از دردهاى سركوفته ، آهها و اشكهاى بىاميد ، تسليمهاى تملقآميز ، هرزگيهاى انحطاطآميز ، پستىها و فرومايگيهايى ( به قول عبيد زاكانى به صورت « مذهب مختار » يعنى روش مقبول و مرسوم درآمده بود ) با خود دارد .